تبليغاتX
اقلیم شناسی نوین Modern Climatology


اقلیم شناسی نوین Modern Climatology
این وبلاگ به مباحث نوین جغرافیای طبیعی بویژه علوم آب و هواشناسی و موضوعات مرتبط با آنها می پردازد
از سوراخ سوزن رد می شویم از دروازه نه
موضوع: دوشنبه سوم اردیبهشت 1386

  ترجمه از: یوسف قویدل رحیمی

تغییرات اقلیمی صرف نظر از اینكه ما چه می كنیم دارد اتفاق می افتد. دیگر هیچ شانسی برای عوض كردن اوضاع وجود ندارد. حتی اگر جلوی سوزاندن تمام سوخت های فسیلی و تخریب تمامی زیستگاه ها را بگیریم چندان فرقی نخواهد داشت. ما از نقطه بی بازگشت گذشته ایم.» این سخنان مخوف و تكان دهنده جیمز لاولاك، دانشمند علوم محیطی، است.

در سخنان او اثری از هوچیگری نیست اینها فقط صدای نگران كسی است كه از حادثه تلخی می گوید كه حقیقت دارد. لاولاك به خاطر خلق نظریه «گایا» مشهور است. این ایده می گوید كه زمین همچون یك موجود زنده یكپارچه و خودتنظیم عمل می كند. مكانیسم های این سیستم سیاره ما را محل مناسبی برای پناه دادن به حیات نگه داشته است البته تا حالا. لاولاك می گوید زمین دیگر نمی تواند پا به پای تقاضاهای زیاده از حد ما به پیش رود و ناتوان از كنترل دمای خود، اكنون سیستم خودتنظیم آن در حال فروپاشی است. او زمین را به بیماری كه در تب می سوزد تشبیه می كند گرچه هنوز حمله تمام عیار آن دست نداده است اما چیزی هم به آن نمانده. «زمین دارد به سوی شرایط جدیدی می رود كه پیش از این در ۵۵ میلیون سال قبل هم تجربه اش را داشته و در آن اقلیم آنقدر گرم می شود كه دیگر برای زندگی ما بیش از حد آزاردهنده خواهد بود ارتباط بین انتشار گازهای گلخانه ای، افزایش جهانی دما، آب شدن پهنه های یخی و بالا آمدن سطح آب دریاها بارها گفته شده اند اما لاولاك به دو پژوهش كه حد و مرز واقعی گرمایش جهانی را مشخص می كنند ارجاع می دهد كه براساس آنها به نظر می رسد این پدیده به شكلی افسارگسیخته دارد شتاب می گیرد.تحقیقات دانشگاه ریدینگ و مركز پژوهش و پیش بینی شرایط اقلیمی هدلی حاكی از آنند كه یك افزایش ۲ درجه ای تقریبا یخچال های گرینلند را به طور كامل ذوب می كند اما یك افزایش ۴ درجه ای ثبات جنگل های بارانی را چنان به هم می زند كه تبدیل به بیابان می شوند و یكی از مكانیسم های خنك كننده زمین از دست می رود. اما گویا یك جور تهدید جدید در شرف رخ دادن است. چندین دهه است كه صنایع مقادیر بسیار زیادی ذرات معلق ذرات میكروسكوپی آلاینده را وارد هواسپهر می كنند. این ذرات با بازتاباندن نور خورشید به فضا باعث سرد شدن زمین می شوند. این جار و جنجال ها مانند اخبار مهم باعث كم رنگ شدن نگرانی ها درباره گرمایش جهانی شد اما این ذرات فقط كمتر از چند هفته در هواسپهر باقی می مانند و بعد به طرف زمین سقوط می كنند. بنابراین اگر روند فعلی كاهش انتشار ذرات معلق ادامه پیدا كند، این لایه محافظ تحلیل می رود و مكانیسم خنك كننده از بین خواهد رفت. با آنكه لاولاك می گوید تغییرات اقلیمی گریزناپذیرند اما اعتقاد دارد برای كاهش خسارت هنوز همه فرصت ها از دست نرفته است. می توان این كار را با كاهش انتشار دی اكسیدكربن و متان انجام داد و در عین حال نیازهای جامعه به برق را نیز تامین كرد. اما راه حل های پیشنهادی او انرژی باد، نیروی برق آبی یا انرژی خورشیدی نیستند. «این فكر كه انرژی تجدیدپذیر یا توسعه پایدار راه چاره اند، بی فایده است این كار از آنها برنمی آید. تقریبا هیچ راهی وجود ندارد كه منابع تجدیدپذیر بتوانند پاسخگوی نیازهای ما باشند. این یك رویای خیالبافانه و به كلی غیرعملی است. در سال های اخیر، این همه مزارع بادی موجود در بریتانیا فقط قادرند ۳۰ درصد از انرژی مورد نیاز ما را تامین كنند كه واقعا نمی توان به آن اعتماد كرد. چون وقتی باد نمی وزد مجبورید برای جبران آن به سوخت های فسیلی روی آورید. این كار تقریبا فایده ای ندارد گزینه هسته ای لاولاك در عوض انرژی هسته ای را برای این منظور مناسب می داند «این برایم مثل روز روشن است. به نظرم تنها راه حفظ تداوم نیروی برق كه برای تمدن ما حیاتی است فقط همین است. نباید فراموش كنیم كه همه چیز ما حتی موتورهای نیروگاه ها هم وابسته به برق اند. فكرش را بكنید اگر فقط یك هفته برق نداشته باشیم چه بر سر شهری مانند لندن می آید برای صرفه جویی در هزینه ها نیز پیشنهاد می كند از نیروگاه های اتمی موجود استفاده كنیم. «ما در انگلستان به قدر كافی نیروگاه اتمی داریم و نیازی به نیروگاه های جدید نیست. این ایستگاه ها در حال حاضر به شبكه برق متصل هستند و توربین های بخار هم احتمالا هنوز قابل استفاده اند، آنها به این زودی ها خراب شدنی نیستند و دست كم صدها سال كار می كنند. با تمام اینها باز مجبوریم كه رآكتورهای اتمی كهنه را عوض كنیماین مسئله ناگهان آدم را به یاد فاجعه های بزرگی مانند انفجار هولناك رآكتور اتمی چرنوبیل در آوریل ۱۹۸۶ می اندازد.

اما لاولاك می گوید: «اطلاعات نادرستی كه درباره زباله های اتمی وجود دارد واقعا وحشتناك است. من و همسرم پیش از كریسمس به بازدید از نیروگاه اتمی سلافیلد رفتیم. از وقتی این نیروگاه راه اندازی شده ۴۰ سال از آن می گذرد، بیشتر پسماندهای اتمی انگلستان برای همیشه در این جا انبار می شوند. من با خودم یك نمایشگر تابش دستی برده بودم. بالاترین رقمی كه می شد در هر جایی از نیروگاه بخوانم فقط یك میكروسیورت در ساعت بود. این عدد تنها اندكی بیشتر از سطح آن در سنت آیوس و مساوی لندن است. این در حالی است كه هر سال كوهی از دی اكسیدكربن كه حقیقتا یك پسماند مرگبار است، بی محابا وارد هوا می شود. اینجا است كه ما به معنی واقعی كلمه از سوراخ سوزن رد می شویم اما در دروازه گیر می كنیم. اگر ما نگران پسماندهای اتمی هستیم چطور نسبت به دی اكسیدكربن بی توجه ایم اختلاف نظرهای علمی اگر لاولاك از دست اندركاران دولت بود چه كار می كرد او می گوید: «ما باید به جای گروه های «لابی سبز» به حرف دانشمندان گوش كنیم. این لابی های سبز نیت خیر دارند و افراد بسیار محترمی هستند اما هر چه باشد دانشمند نیستند. این در حالی است كه گروه هایی مثل انجمن سلطنتی و آكادمی سلطنتی مهندسان، برنامه شان به كلی فرق می كند. ولی دولت تاكنون به توصیه های این گروه ها گوش نداده است.» لاولاك به طرز بحث برانگیزی اعتقاد دارد كه پرداختن به این جور ابتكار عمل ها در مقیاس وسیع در واقع تلف كردن وقت است. «ما باید سروكله زدن با پروژه هایی مانند پیمان كیوتو را كنار بگذاریم، هر چند این طرح ها به درستی برنامه ریزی شده اند اما پاسخگوی مشكل ما نیستند. به جای این كار بایستی جهانی بیندیشم و محلی عمل كنیم. تا پایان این قرن زمانی می رسد كه بخش هایی از لندن و لیورپول زیر آب خواهند رفت. باید به فكر آن باشیم كه چطور می توان این همه آدم را در این شهرها جا داد.

مطمئنا تجارت به خاطر گرمایش جهانی آسیب خواهد دید. همچنانكه تغییرات اقلیمی بدتر می شود، سایر بخش های جهان نیز به انواع و اقسام شكل ها رو به ویرانی خواهند رفت، بدین ترتیب تهیه سوخت و غذا كه اكنون وارد می كنیم دیگر به این راحتی ها میسر نخواهد بود. وقتی زمین اینقدر ناكافی است تا چند قرن دیگر بایستی همه چیز را جیره بندی كرد. شاید تا آن موقع صنایع شیمیایی و بیوشیمیایی بتوانند مواد غذایی را سنتز كنند. تا جایی كه انرژی داشته باشید چیزی نمی تواند مانع ساخت مقادیر زیاد مواد غذایی شود مثلا می توانیم قند و اسیدهای آمینه را در تانك های بزرگ كه مانند انبار مواد غذایی اند برای كشت سلول های هویج عمل بیاوریم.

هیچ راه حل ساده دیگری برای این مشكل به نظرم نمی رسد هر چند كه این كار قطعا كشاورزان ارگانیك را به وحشت می اندازد چنین چیزی بدون شك برای بسیاری از ما كه عاشق غذاهای طبیعی و محلی هستیم، وحشتناك است. اما با توجه به سیاره ای كه تا چند وقت دیگر به مكان به شدت متفاوتی تبدیل خواهد شد، اینها همه ایده های رادیكالی هستند كه احتمالا چاره ای جز پذیرش آنها نخواهیم داشت.  

گایا چیست

براساس نظریه گایای لاولاك كه نخستین بار در ۱۹۷۵ منتشر شد و اكنون بخشی از جریان اصلی علم است، سیاره زمین همچون یك موجود یكپارچه خودتنظیم عمل می كند. حیات از طریق برهم كنش های بین گونه ها به وجود می آید و شرایط پایداری را برای خود فراهم می آورد. به بیانی استعاری، زمین و زیستگاه هایش به مثابه موجود زنده ای است كه دمایش را خودش تنظیم می كند و تركیبات شیمیایی اش را متعادل می سازد. این ایده نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۶۰ به ذهن لاولاك رسید.

او در آن موقع با ناسا همكاری می كرد و در آنجا مشغول بررسی هواسپهر سایر سیارات بود. اگر حیات در سیاره ای وجود داشت می بایست موجودات زنده مواد خام را از هواسپهر می گرفتند و فرآورده های زائد خود را به آن می ریختند، بدین ترتیب تركیب چنین هواسپهری به لحاظ شیمیایی نامتوازن است. لاولاك متوجه شد كه سیارات مرده ای مانند مریخ، دارای هواسپهری هستند كه تغییر نمی كند و تركیبات شیمیایی آنها در حالت توازن قرار دارند یعنی حیاتی نمی تواند در آنجا وجود داشته باشد.

از اینجا معلوم می شود كه موجودات زنده روی زمین بایستی سیاره ما را در یك شرایط نامتعادل نگه داشته باشند. اما قطع نظر از بالا و پایین رفتن های نسبتا جزیی دما، زمین شرایط پایداری را حفظ كرده و توانسته تركیبات و شرایط اقلیمی اش را در سطحی كه برای موجودات زنده قابل قبول باشد، نگه دارد.

                                                      منبع     Focus, May. 2006

1 نوشته شده توسط یوسف قویدل رحیمی | لینک ثابت |


www.irLearn.com